در طي اين سالهائي كه كوه ميرم هميشه وسوسه صعود الوند رو
داشتم.ولي نميدونم چرا نميشد كه برم.بالاخره بعد از سه هفته برنامه ريزي و كنسلي
هاي مكرر صبح جمعه ساعت 4.30 به سمت همدان حركت كرديم. با وجود خستگي و بيخوابي كه
از شب قبل داشتم ولي به خاطر قطعي شدن برنامه پر از انرژي بودم.
به محض رسيدن به همدان با ديدن برف و سرماي هوا حسابي
سورپريز شديم!
ساعت 8.30 صبح از گنجنامهحركت كرديم ، ساعت 10.30 به محل دشت ميشان و بعد از استراحت كوتاهي به سمت
قله حركت كرديم. بعد از دشت ميشان با وجود آفتاب ، كولاك شديد برف شروع شد كه باعث
ميشد حركتمون به سختي انجام بگيره.
ولي خوشبختانه با وجود اعضاي جديدي در گروه و سرماي شديد،گروه
15 نفره ما در ساعت 1 ظهر به قله رسيد.
بطري هاي آب يخ زده و صورت هاي از برف سوخته هم
جزو جاذبه هاي صعود بود .
فكر كنم اين من باشم!
ماجراي شاد اين برنامه برگذاري مراسم تولد نيلوفر يكي از همنورداي عزيز گروه ما در كنار
گنجنامه بود.
خلاقيت آقاي چراغي!
به قول آقاي شريفي از بعد از حجاري گنجنامه اين
اولين مراسم تولدي بود كه در اين مكان برگذار ميشد!
این برنامه قرار بود پیمایش مسیر لوشان به پیله ورین باشه ولی به دلایلی تغییر کرد.
هرچند برنامه بسیار سنگین و طولانی بود ( طی بیش از ۴۰ کیلومتر) ولی زیبائی های مسیر و البته همراهی دوستان خوب همنوردم از سختی مسیر کم و بر لذت برنامه اضافه کرد.
جای همه دوستانی که قرار بود تو این برنامه ما رو همراهی کنن ولی ما سعادت حضورشون رو نداشتیم خالی!
گزارش کردن این برنامه خیلی سخته چون کاملا تصویری بود!
صبح روز پنجشنبه ساعت 5 حرکت کردیم . مسیر حرکت از سمت منجیل به سمت آببر انتخاب شده بود. ساعت 10 صبح از روستای نوکیان مسیر پیاده آغاز شد.
متاسفانه در مسیر دره و جنگل چون مدام دستم بند بود نتونستم زیاد عکس بگیرم!
بیشتر مسیر از داخل دره ای به نام اندره که پر آب و سرسبز و پر از بوته های تمشک میگذره.حدودا تا ساعت 17/30 کوهپیمائی کردیم و شب رو در هتل بسیار مجهز!! و رو به دشتی زیبا سپری کردیم!(توضیحات بیشتر در رابطه با محل هتل و نحوه اقامت فقط بصورت خصوصی ارائه خواهد شد!)
دامنه های آلپ!
رئیس خیالات میفرمایند!
صبح ساعت 8 حرکت مجدد و بعد از 7 ساعت طی مسیری بسیار زیبا به شهر تاریخی ماسوله رسیدیم.
پایان سفر...
خیلی جالب بود که ما از زنجان حرکت کردیم، شب رو در اردبیل خوابیدیم و روز بعد در گیلان بودیم!!
از اول تابستان امسال فکر صعود دماوند مثل یک بار سنگین رو شونه هام سنگینی میکرد.تحملم تموم شده بود، دلم میخواست هرچه زودتر برم اون بالا. وقتی صحبت کنسلی برنامه دماوند پیش اومد نتونستم تحمل کنم و با دوست خوبم تو گروه البرز قم تماس گرفتم و برای صعود مشترک با این گروه هماهنگ شدم. فقط اینو باید بگم که این صعود خوب و موفق رو مدیون دوستان جدیم هستم و خاطره این برنامه رو هرگز فراموش نمیکنم.